تبليغاتX
ZA!S - او که بود ؟

ZA!S

Z@iS

سالها بود که در مزار تنهاييم خفته بودم ، ناگاه با مشتي آب سرد بر روي مزارم بر آشفتم ،

بوي چند شاخه گل مريم مشامم را نوازش داد ،

 بعد از سالياني احساس کردم نمرده ام !

زني سياه پوش بر سر مزارم فاتحه ميخواند ، وجودم به لرزه افتاد او که بود ؟

آيا او هماني بود که با دستانش مرا به قعر خاک تبعيد کرده بود ؟

خاطرات در برابرم صف کشيدند ، موهاي خاک خورده ام را ميان دستان استخواني ام فشردم ،

 حفره خالي چشمانم لبريز از اشک شد ،

احساس مرگ و زندگي بر قلبم چنگ ميزد ،

او که بود ؟

+ نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 19 توسط آرش |